تبليغاتX
عاشقانه های نیما

 

 

 

 

پائیزی در کار نیست ......

 

هر چه هست گرمای طاقت فرسای تابستان تمام نشدنی است و بس!

 

تلخ است که در این گرما هم از سرما برخود بلرزی.......

 

سرمای وجودم بیداد میکند........

 

یخ زده ام ......

 

خسته از راه و تشنه ی آب و ......

 

چه بیهوده نفس میکشم من!

 

نفسهای تکراری !

 

پر از واهمه برای هیچ.......

 

باور کن زود است برای به پوچی رسیدن .......

 

اما من سالهاست پوچی را در درونم می یابم.......

 

اینجا هم کوچک است برای وسعت یک روح باور نشده..........

+ نوشته شده در جمعه دوم شهریور 1386ساعت 3:45 بعد از ظهر توسط نیما |