همیشه شروع یه سلام سختر از خداحافظی آخر قصه س
ما تازه از آخر یه قصه اودیم و هنوز دستامون خسته راه و دلمون گشنه یه سلام
امدیم که شروع کنیم نه شاید مثل قبل
امدیم که بمونیم که بگیم ته فنجون تلخ قهوه ما شمایل هیچ بنی بشری نبود مال اونه که اومدیم سروقت نوشتن تا مشقهای شبمونو ننوشته خط بزنیم
مدتهاس ننوشتم نه وب نه سیاق دیگه ای
اما با تمام این گلایه های تکراری
میگیم سلام رفیق ..........


